چهارشنبه17اردیبهشت93(خرید اسباب بازی)
![]()
دیروز به همسر جان گفتیم از آن جهت که آویسا خانوم را قول فرمودیم که براش از مدل اسباب بازی قوری رایا گلی می خریم، کمی زودتر از اداره محترم رجعت فرمایند تا بریم خرید. ایشان ساعت 8 شب برگشتند و با تمام خستگی ایشان را جهت خرید همراهی فرمودیم ولی از شانس ما قروشگاه شهر کتاب قوری مربوطه رو تموم کرده بود. کمی تو مرکز خرید الماس چرخیدیم و در راه برگشتن گفتم :سری به شهر کتاب محل خودمان بزنیم شاید از این مارک اسباب بازی داشته باشد. خلاصه حدسم درست بود ولی اونم تمام کرده بود و اسباب بازی های دیگه رو داشت. چشمم به آب پاش افتاد و با تشویق من یک عدد آب پاش موزیکال برای دخملکم خریدیم. البته به ایشان گفتیم: هدیه ای است از طرف فرزند دوم خانواده. و ایشان نیز در برگشت از خانه یک بوسی به ایشان فرمودند و تشکر نمودند.(ای قربان دختر
آب پاش هم خیلی بامزه ست و امروز که روز چهار شنبه ست با خودش آورده و خدا خیر بده این آب پاش رو که امروز باعث شد هم صبح بیدار بشه و هم بدون گریه بره مهد. البته یه 93 چوب برامون آب خورد
یاد خودمان می افتم میگم واقعاً چه نسل قانعی بودیم ما




چهارشنبه17اردیبهشت93(خرید اسباب بازی) 
